خداحافظ گلبرگ مغرورnaser hejazi 

یادداشت ویژه به مناسبت درگذشت ناصرحجازی


ناصر حجازي اسطوره اي بود كه اعتبارش از مردم گرفت و تا آخرين روزهاي عمر فراموش نكرد، محبوبيتش را مديون چه كساني است.

نفرين بر سرطان! نفرين بر مرض لاعلاجي كه پير و جوان نمي شناسد، نفرين بر مرضي كه بر جان ناصر حجازي، اسطوره فوتبال ايران افتاد. اسطوره اي كه اعتبارش از مردم گرفت و تا آخرين روزهاي عمر فراموش نكرد، محبوبيتش را مديون چه كساني است.

حجازي در طول دوران بازيگري، به تمام افتخاراتي كه يك بازيكن آسيايي مي تواند دست يابد، رسيد. او همراه با تيم ملي ايران، قهرمان جام ملت هاي آسيا و بازي هاي آسيايي شد و حضور در المپيك و جام جهاني را تجربه كرد. همراه با تيم باشگاهي اش هم، قهرمان آسيا و ليگ تخت جمشيد شد. اما  عناوين و افتخارات متعدد، براي اسطوره شدن كافي نيست. براي اينكه بتواني دل هاي مردم را تسخير كني، بايد دغدغه هايت، دغدغه هاي مردم باشد.

او مصداق مرد هميشه معترضي بود كه بدون مصلحت انديشي، از «حق» و «حقيقت» دفاع مي كرد. حجازي در دوران مربيگري اش، با استقلال قهرمان ليگ و نايب قهرمان آسيا شد و اگر مي توانست كمي چشم هايش را ببندد و اهل سازش باشد، سال هاي بيشتري را روي نيمكت تيم محبوبش مي گذراند. اما او اعتبار و محبوبيتش را فداي اين چيزها نكرد و به همين خاطر «ماندگار» شد.

حجازي حتي در روزهايي كه به بستر بيماري افتاد، صراحت كلامش را از ياد نبرد و در پاسخ به يكي از مسئولان كه به او وعده كمك داده بود، گفت:

من آن گلبرگ مغروم كه مي ميرم ز بي آبي/  ولي با خواري و ذلت پي شبنم نمي گردم...

هيچ كس نمي خواست باور كند ناصر حجازي، ستاره خوش لباس و جذاب فوتبال ايران، اينگونه تمام شود. نفرين بر اين مرض لاعلاج!

منبع: سایت گل